تبليغاتX
:: مرگ سیاه ::

مرگ سیاه

D eT h B L a K



چهارشنبه تلخ بود

.وقتی سره سکوی نشسته بودیم

 با دوستان...و چرت می گفتیم

وقتی تلخ شد

که ماشینی پیچید

و مرا صدا زد

.و من تلو تلو و بی قید

 خودم را به ماشین رساندم

.گفت تو...!..تو تو و بازم تو

با کمی دل شوره

 سواره ما شین شدم

نمی دانستم باید سر دره

 خونه پارچه مشکی ببینم

.نمی دونستم باید جیغ بشنوم

و من به رفتن تو

 و به تنهای خودم خندیدم

و برگشتن به پارک

کناره نیم کت منتظر نشستن

ساعت 5 شدن شاید بیا ی

ولی تلخی وقتی بود

 که 5 شد 5 رفت تو نیامدی

راستی ساعت 5 کجا بوودی؟

و باز تلو تلو خوران...........!!

دیگر دلم به رفتنت باور کرد

این بار گیوه هایم

 سردی خاک گورستون تجربه کرد

سر گورت رسیدن  خندیدن...!

که جایت سرد نیست...؟

و قول دادن

که تا ابد مرگ بار خواهم بود

گیوه هایم دیگر سره گورستون سرد نیست

گرم است..!!

چون تو در ان خوابی!

راستی جایت آنجا چه جور است

گورت سرد یا گرم نیست؟؟؟

 

+نوشته شده درساعت هکاک این سنگ مهدی |

function shake(n) { if (parent.moveBy) { for (i = 10; i > 0; i--) { for (j = n; j > 0; j--) { parent.moveBy(i,0); parent.moveBy(0,-i); parent.moveBy(-i,0); parent.moveBy(0,i); parent.moveBy(i,0); parent.moveBy(0,-i); parent.moveBy(-i,0); parent.moveBy(0,i); parent.moveBy(i,0); parent.moveBy(0,-i); parent.moveBy(-i,0); parent.moveBy(0,i); parent.moveBy(i,0); parent.moveBy(0,-i); parent.moveBy(-i,0); parent.moveBy(0,i); parent.moveBy(i,0); parent.moveBy(0,-i); parent.moveBy(-i,0); parent.moveBy(0,i); } } } } // End -->
بزرگترین منبع کدهای جاوا
روزی مرگ به سراغمان می آید
بزرگترین منبع کدهای جاوا اسکریپت