مرگ سیاه |
D eT h B L a K |
رفتی حالا به کی بگم خیلی دلم تنگ برات میخوام یه بار ببینمت سر بزارم روشونه هات دوست داشتم با گلهای سرخ می یومدم به دیدنت نه اینکه با رخت سیاه چشم خیس ببینمت گل پرپر میکنم سر مزارت تا ابد بارونی چشم های یارت رفتی افسوس گل من تو در دل خاک از تو یادگاری چشم های نمناک پاییزه غریب بی رحم اون همه برگ مگه کم بود؟! گل من رو چرا چیدی ..؟! گل من دنیای من بوود گل مو ازم گرفتی تک تنهام زیره بارون حالا که نیستی کنارم میزارم سر به بیابون هنوزم بارون میباره تو میای انگار کنارم خودتم بهتر میدونی مثل بارون میبارم پاییزه غریب بی رحم.. اون همه برگ مگه کم بود گل من رو چرا چیدی ...؟! گل من دنیای من بوود........؟؟!!
+نوشته شده درساعت هکاک این سنگ مهدی | |
می روم... پست الکترونيک آرشيو وبلاگ آيدي من هکاکی های قبلی 8/22/2008 - 9/21/2008 5/21/2008 - 6/20/2008 4/20/2008 - 5/20/2008 1/21/2008 - 2/19/2008 11/22/2007 - 12/21/2007 8/23/2007 - 9/22/2007 پيوندها طراح قالب |